به کجاها مینگری یکی یه دونم؟
علاقه های عزیز دلم
لطفا برای دیدن علاقه های پسرم به ادامه مطلب بروید علاقه شدیددددددددد به خوردن شیر وقتی شیر میخوای بهت میدم میگی منون مامانی منون عاشق خوردن دیسیتا(دلستر) باب اسفنجی عشق به پرچم و مداحی عاشق سیبیا(سیب زمینی) عاشق ممیی(بستنی) عاشق اب بازی و حمام علاقه به باپ(توپ) عاشق خوردن لواشک و مامانش عاشق گفتن(تشه) (...
نویسنده :
مامان وبابا
14:35
اولین عکس اتلیه پسرم
هرچند بنابه دلایلی که نمیشه گفت خاطره خوبی ازش نداریم ...
نویسنده :
مامان وبابا
17:29
روز عید فطر 1392
متاسفانه صبح بیدار شدیم دیدیم پسری نمی تونه دست راستشو تکون بده راه افتادیم به سمت بیمارستان.همه مطبا تعطیل بودن خانم دکتر گفت عکس بگیرید .عکس گرفتیم گفتن من چیزی نمی بینم باید ببرید به متخصص ارتوپد نشون بدید حالا راه بیفت تو این شهر دنبال متخصص ارتوپد که تو شهر به این بزرگی متخصص پیدا نشد اومدیم خونه ساعت6غروب ناهار خوردیم دیدیم ای داد بیداد جیگرمون تب داره چه تبی دوباره برگشتیم بیمارستان گفتن بستری بشه قلبم افتاد هم نگران عزیز دردونه بودم هم اینکه سه شنبه مصاحبه علمی کارشناسی ارشد خلاصه کاراشو انجام دادیم گفتن ازمایش بگیرید ببینیم عفونت نیست با هزار بدبختی رگ پیدا شد و ازمایش گرفتن...
نویسنده :
مامان وبابا
13:57
حرفهای عجیب
دیروز گوشی بابا زنگ خورد چون داشت نماز میخوند نتونست جواب بده دویدی گوشی رو اوردی میگی بابا بدو سولیلاله(سهیلا دوست مامان) اخه مامان سولیلا با بابا چکار داره عزیز دلم داشتم وبلاگتو مرتب میکردم به بها نه ایی که بیای بغلم اومدی موامو میزنی کنار میگی چی شده اوفشه(اوف شده) ...
نویسنده :
مامان وبابا
13:05











